بیوگرافی اوسی میراکلسم

سلام 

همین الان گفتم فعالیت کم میشه ولی اومدم پست بزارم 

از عنوانم معلومه 

ادیت

نام: آریل 

نام خانوادگی: اگرست 

نام مستعار: لاکی 

خانواده: آندری(برادر) آدرین ( برادر) سویتی( خواهر) 

پدر و مادر: امیلی(مادر) گابریل اگرست( پدر) 

اون فرزند خوانده است 

ملیت: فرانسوی 

محل سکونت قبلی : یتیم خانه ای در ژاپن 

بهترین دوستان: کلویی، آلیا، رزی ،جولیکا، نورا، بلوم و کلا همه دخترای مدرسه 

دشمن: مرینت ، لیدی باگ 

البته من باهاش مشکلی ندارم ولی دچار سوء تفاهم شده 

درمورد آدرین ( خودتون بفهمین دیگه) 

یکم جزئیات بیشتر که رو کاغذ کشیدم 

نقاشی

اخلاق: جدی، مهربون، مثبت اندیش 

کراش: اون رو گربه سیاه کراش زده ولی میدونه که اون آدرینه 

رفتارش با آدرین و خواهر و برادرش خیلی خشکه و اگه اونا کار اشتباهی کنن حسابی اونا رو تنبیه میکنه 

اون یه بادبزن طلایی رنگ داره که بیشتر وقت ها بهش کمک میکنه احساسش رو مخفی کنه 

اون عاشق لیدی باگه و همیشه سعی میکنه بهش کمک کنه 

و یه بار از گردنبند جادویی  که توی عکس هست استفاده کرد 

تا خودشو به شکل اون در بیاره و بهش کمک کنه به حالت عادی برگرده 

ادیت

اون از هویت همه قهرمان ها و شرور ها خبر داره و بدون معجزه گر هم میتونه با اونا مبارزه کنه و شکستشون بده 

گردنبند جادویی که اون داره میتونه موقعیت هر کسی رو پیدا کنه و اونو به همون شکل در میاره 

ادیت

نام: توربو 

حیوان: منگوله گوش 

غذا : شکلات تخته ای 

جنسیت: پسر 

اخلاق: شجاع ، جدی، مقررراتی ، مودب، باهوش ، خوش ذوق و سلیقه 

جمله تبدیل : توربو، گوش های سیاه 

جمله برگشت: سیاهی محو 

 

 

نام قهرمانی : منگوله گوش 

قدرت: خنثی کردن 

اون با استفاده از قدرتش با سلاحش  به هر جای شرور که ضربه بزنه به حالت عادی بر میگرده 

توانایی ها: شنوایی بالا ، دید در شب ، ضد نفوذ، ضد طلسم( هیچ وقت آکوماتیزم نمیشه)، موندن در حالت قهرمانی به مدت سه روز ، پریدن در حد پرواز ، خنثی کردن شرور ها و آکوما 

سلاح: دو تا داس که روی دستاشه و به هر چیزی که می خواد تبدیل میشه 

سلاح هایی که بیشتر ازش استفاده میکنه : نیزه، یویو

دوستان ابر قهرمان : چیتا، گربه صورتی، خرگوش برفی (snowra)، سنجاب آتشین ، گربه سیاه ، رینا روژ ، کویین بی، پرپل تایگر و همه ابر قهرمان ها 

دشمن : لیدی باگ ( سوء تفاهم پیش اومده در مورد شروربودن ) 

مهجزه گر: تل مو 

اون چون میدونه ارباب شرارت پدرشه سعی میکنه اونو از خطر حفظ کنه 

واااااااااااای 

جونم در اومد 

پایان 

خداحافظ تا پستی دیگر 

[ سه شنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰ ] [ 14:47 ] [ 👻 Smile location 👻 ] [ ]
آخرین مطالب