سلاااااام

نام و نام خانوادگی: ادوگاوا کیوکو
القاب: کیو-کون/ساما ، کودک هفت تیرکش
سن: ۷
سن عقلی: ۱۵
قد: ۱۳۵ سانت
وزن: ۳۰ کیلو
علایق: خانوادهش ، کتاب خوندن، مانگا، انیمه، نقاشی کشیدن، خوراکی های مختلف، مدرسه، اومارو-چان
تنفرات: اینکه دست کم بگیرنش، بهش بگن بچه واقعی بابات نیستی XD ،بچه خرخون های کلاس(خودش اصلا خرخون نیست XD)، قانون های سختگیرانه که باعث شد مامانش آسیب ببینه
اخلاق: بچه ای به شدت باهوش، شیپر، کرم هم داره، شیطنت می کنه، تا حالا نشده محتاج کسی باشه و همه کارهاش رو خودش انجام میده، منظم و مرتب، مهربون، اگه لازم باشه به شدت خشن،
کراش/شیپ: اومارو-چان(یکی نیست بگه تو رو چه به این کارا بچه)
موهبت: گل های خونین در تاریکی شب
夜の闇に血まみれの花
Yoru no yami ni chimamire no hana
موهبتش ترکیبی از موهبت رانپو و همورا هست که بهش اجازه ذهن خوانی و استنباط لحظهای رو میده و فقط چیز هایی رو میتونه بفهمه که واقعی باشن و اتفاق افتاده باشه
چند تا فکت:
اینکه خودش کار هاشو انجام میده بخاطر اینه که مامان باباش هنوز خیلی جوونن و باید به زندگی خودشون برسن تا اینکه بچه بزرگ کنن(به گفته خودش)
اوتاکو عه و با خاله کوچیکش(میکو) و مامانش با هم میشینن انیمه نگاه می کنن ( کل زندگیشون همینه)
بخاطر هوش بالایی که داره یه بازی ذهنی رو تو ۱۵ دقیقه تموم می کنه
خودش میگه عاشق اومارو-چانه و اونو بیبی، عزیزم،عشقم و .... اینجور چیزا صدا میزنه
یکی تو بازار سیاه ۷ میلیارد ین برای زندهش جایزه گذاشته برای همین خیلی ها می خوان بگیرنش برای همین همیشه همراهش سلاح داره
کلاس دومه و تو یه مدرسه خصوصی درس می خونه
کاگه-سان اونو به وجود آورده ولی طوری صحنه سازی کرد که انگار واقعا بچه همورا و رانپو عه (یعنی DNA و اینجور چیزا و البته به دنیا اومدنش) سر و کله کیوکو تو یه شب طوفانی تو اتاق همورا در مقر اصلی مافیا پیدا شد و از قضا اون شب همه تو مافیا مونده بودند (نوریکو، دازای، چویا، آکیاما و کلا همه دیگه) همورا هر چقدر تلاش کرد کاگه-سان راستشو به بقیه نگفت و حالا بقیه شو خودت حدس بزن XD
همش ادای رانپو رو در میاره و کلاه و عینکش و بر میداره
به فوکوزاوا میگه بابابزرگ XD
چند تا ادیت دیگه :

تو فرم مدرسهش


سلاحش که از نقره و طلا ساخته شده

اون کنارش هم اومارو-چانه
اومارو در اصل دایهی کیوکو گفته میشه
خب همین دیگه
خداحافظ 🍌
سلاااااااام
لاکی برگشتهههه
چطورین با امتحان ها
مجی: امتحان ها تموم شد دیگه
من: آو یس
خب بریم سراغ بیوگرافی همورا حیحی

نام و نام خانوادگی : همورا کوزوکاوا
سن: ۲۶
قد: ۱۶۵
وزن: ۵۳
اخلاق: مهربون، شوخ طبع، بیخیال، در مواقع سختی و مشکلات خونسرد و آرام، و در حالت عادی احساساتی و نادان، تمام چیز هایی که از یه خواهر بزرگتر انتظار داری، کرم ریز، شیطون، دنبال دردسر و دعوا می گرده، احترام کامل به بزرگتر ها داره و بی هیچ وجه باهاشون تند حرف نمی زنه حتی اگه کسی باشه که از اون متنفره، با کوچیکتر ها هم مهربون
علایق: خوردن،خوابیدن،انیمه،مانگا،نقاشی و طراحی، گربه سانان، بچه های کوچولو و به نسبت شیطون، کیک و شیرینی و کلا هر چی خوردنی تو دنیاست ، سلاح های جورواجور و دستگاه های شکنجه بزرگ (وات د فاز ._.)
تنفرات: نابرابری، تبعیض، طبقات اجتماعی، هر چیزی که باعث دیوانگی میشه و عقل سلیم رو از آدم میگیره، دزد ها و خلافکار ها، قانون های سخت گیرانه، زن سالاری XD، مرگ انسان های بی گناه
خانواده: هارانا، چویا، یوکی، میوکو (خواهر و برادر های کوچیکش)
القاب: شکلات توت فرنگی (توسط رانپو)، سنپای(افسرای پلیس و کارمند های آژانس)، توت فرنگی کوچولوی من(توسط مامانبزرگش)، شیطونک(توسط اون یکی مامانبزرگش)
کراش: رانپو
وابستگی رسمی: گربه های ولگرد(سابق)، تالار رنگین کمان(سابق)، مافیای بندر(سابق)، آژانس کاراگاهی مسلح
موهبت:
تسخیر ذهن(capture the mind)
心を捉える
Kokorowotoraeru
اون با استفاده از موهبتش میتونه ذهن دیگران رو با دیدن چشمشون بخونه (که البته مهار شدش اینه)
آخرین حد موهبتش جدا شدن روحش از بدنشه که انرژی زیادی ازش می بره و اگه بیشتر از دوازده دقیقه ازش استفاده کنه می میره
دومین موهبتش: اژدهای سیاه (黒い龍) Kuroi ryū
یه اژدهای تبدیل شونده که معمولا به شکل گربه و انسان ظاهر می شه و می تونه خودش انتخاب کنه که موهبت چه کسی باشه و به صورت مشترک موهبت همورا و رانپو هه
چند تا فکت ازش :
با رانپو یه ازدواج کاغذی مربوط به ۶ سال پیش داره
حلقه نقره ای نامزدیش رو دستش می کنه
ده سالگی پدر و مادرش جلوی چشماش کشته شدند و بعد از اون همورا انتقامشونو گرفت
یه خواهر بزرگتر به اسم سورا داره که وضعیتش نامشخصه
خط قرمزش رانپو هه
۱۲ سالگیش گربه های ولگرد رو تاسیس کرد
۱۵ سالگیش با رانپو آشنا شد
۱۷ سالگیش بهترین دوستش جسیکا مرد و گربه های ولگرد نابود شد
۱۸ تا ۲۰ سالگیش مدیر اطلاعاتی مافیا بوده
۲۰ سالگی به آژانس برگشت و بعد از چند ماه به پاریس رفت (بخاطر درمان بیماری قدیمیش)
بیماریش هنوز هم درمان نشده و وقتی زیاد از خودش کار بکشه بیهوش میشه
شعار شخصی: در زمان مناسب مردن بهتر از زنده بودن و فقر بهتر از ثروته
همیشه طرف آکوتاگاوا رو می گیره چون به نظرش اون بیشتر از آتسوشی سختی کشیده
یه پسر به اسم کیوکو داره که البته اژدهای سیاه ساختتش
حاضره بخاطر نجات رانپو بمیره و همیشه تحت فرمان رانپو هه و بر این که اون موهبت داره باور داره
بیرون از خونه ظاهرش سادهس ولی تو خونه انواع و اقسام لباس و مدل مو رو امتحان می کنه
خاااااب کافیه
پست بعدی به احتمال زیاد آموزش نقاشی دازایه حیحی
🍌خداحافظ🍌
(*پرپل استار به دارکنس استار پناه می برد و …*)
:

سلام
خوبید؟
تصمیم گرفته بودم از این بلاگفای چصافت(بی احترامی نشه هااا) دور شم ، ولی فقط برا یکی دو روز بوده ، اتفاق خاصی هم نیوفتاد
اسم : پرپل استار اسپارکل ملقب به دریم استار
لقب : پرنسس کهکشان ها ، دریم استار
سن : 12(خودم موندم چرا 12؟)
تایپ : INTJ
نوع : روح (الیکورن)
علایق : سکوت ، تنهایی ، دوست هاش ، تمرکز کردن ، تخیل ، کتاب ، مطالعه ، انجام کارهای خطرناک ، اذیت کردن درس خوندن(برعکس خودمXD)
تنفرات : دوست پیدا کردن ، روشنایی ، بجای اینکه تو جمع باشه معمولا ترجیح میده از اجتماع دور باشه و کاملا از هر چیزی که خوب باشه بدش میاد XD
اخلاق : سرد ، بی احساس ، پوکر ، مهربون بود ، ولی … دیگه نیست ، عجول ، شل مغز ، دیوانه ، خنگ اعظم
قدرت : کلا میتونه هرکاری بکنه…یعنی هر قدرتی رو بخواد بدست بیاره اما توایلایت یجورایی محدودش کرده
شی جادویی : گردنبندی که باهاش میتونه به هرچیزی تبدیل شه
محل تولد : کنترلات
محل زندگی : پونی ویل
تیکه کلام : ودف؟!XD
کراش : ندارد
(باید بدانید : راستش قبلا به کریستال گفتم باهم خواهر باشن ، ولی حس خوبی ندارم به این تصمیمم…یعنی…)
فکت :
1_خودش رو کشته و این روحشه که توای کاری کرده ببیننش.
2_مدیر(مدرسه دوستی و شاگرد برتر مدرسه جادو میباشد
3_کلا این چیزی که هست واقعیشه … تو جمع خیلی مهربونه
4_میدونم یکم چیزه…ولی دختر توایلایته
5_از آذر بود یا شایدم دی ، دارمش
6_جنسیت نداره
...
خورافسی

های…؛-؛
خوبید؟؛-؛
ببخشید نیستم؛-؛درگیر ساخت گفتینوم و درس خوندنم بودم …؛-؛
گفتینوی جدیدم ، بکوب !
خب.؛-؛
اومدم سفارش ی بنده خدایی ک تو وبم رمز براش بالا نیومد رو اینجا بزارم؛-؛
ببخشید ها ، وقت نکردم ادیتش کنم از یکی سفارش بگیر…یعنی کردم ، فقط بد شد ؛-؛
بیوگرافیش رو برات میزارم ؛-؛
گفتی ب سلیقه من باشه ؛-؛
به خدا نمیدونم چی باشه؛-؛
ی سری چیز هاش کامل نیست؛-؛
پرداخت هم کردی؛-؛
راستی ازش ادیت زدم ولی چون خوب نیست اینجا گذاشته نمیشه بر گفتینوم ؛-؛
نام:بلو هارت (همون اسم خودت ک گفتی روش باشه)
سن : 14
اخلاق:مهربون،صبور،قابل اعتماد،شاد
(نوع:پونی ، پونی دریایی،تک شاخ(؟؛-؛))
علایق:اب،دریا،صدف ها،شنا کردن،دوست هاش و …
تنفرات:نمیدونم…خودت ی کاریش کن =/
عنصر:آب(؛-؛)
قدرت:با آب هرکاری میکنه(مثل اوسی انیمه ای خودم؛-!)
محل تولد : پونی ویل
محل زندگی : ی جزیره دور افتاده پر از اب و گیاه؛-؛
فکت:
اون تک شاخه ولی نمیتونه از شاخش استفاده کنه
وقتی عصبی میشه طوفان درست میشه
همین ؛-؛
بای؛-؛

هل هل هلوووووووو
چندی حرف دارم و بیوگرافی اوسی میراکلسم ؛--؛
حرفم :
کککککککککررررررییییسسسسستتتتتتاااا
اااااااللللللللللللللللللللللللللللللللل
اگه تولد آنیتا رو بهم بگی تولد چری رو بهت میگم XD
بیوگرافی اوسی میراکلسم :

( گند ترین ادیتم ازش ؛--؛ )
نام : سوییت کیک :)
نام خانوادگی : شوگر
سنش : ۱۷ سال :)
میراکلس : دستبندش هست👈👈👈
قدرت میراکلس: میتونه حافظه ی اطرافیانش تا صد متری رو به اندازه ی حداکثر ۲۴ ساعت پاک کنه
کوامی :
نام کوامی : استار لایت
نوع کوامی : گوسِفند :)
غذای کوامی : لیمو ترش🍋😐
جمله ی تبدیل : استارلایت بیا حافظه ها رو پاک کنیم!
جمله ی بازگشت به حالت عادی : استار لایت بیا حافظه ها رو برگردونیم!
دشمن : شدوماث
همکار ها : لیدی باگ و کت نوار و بقیه ی ابرقهرمان ها
سلاح : یه یویو عین مال لیدی باگ
نام ابر قهرمانی : لیدی لمب
خودش تو حالت ابر قهرمانی :

خودش تو حالت معمولی:

تمام:)
باییی🧡
چرا اومدی پایین ؟🗿

(نکته : ایشون گذشتشون با الان فرق داره ، و بیوگرافی در حال حاضر رو توی وب کری میزارم🗿🧤)
اسم : رنگین کمان بی نام (اسم نداره حقیقتا)🗿🧤
لقب : رینبو وایتی🗿🧤،دارک گرل ، دارکنس رینبو ، آناناس
سن :16 (سن عقلی نداره 🗿🧤)
اخلاق :خنده رو (معمولا ترسناک میخنده و به در دیوار هم میخنده 🗿🧤)،بداخلاق،تنبل،فقط برای خودش وقت و حوصله میزارع 🗿🧤
محل تولد :کنترلات
محل زندگی :پونی ویل ، کلودزیل
محل زندگی (در اینده🗿🧤) : به کریستال امپایر حمله میکنه و اونجا رو داغون میکنه و دارکنس امپایر رو میسازه (دارکنس امپایر🗿🧤)
رنگ چشم :آبی و صورتی
کیوتی مارک :یه قلب رنگین کمانی (بعد ها تبدیل به یه صلیب سیاه میشه🗿🧤)
نوع : هیولا (روح)(پونی نیست بمولا 🗿🧤)
علایق :دارکنس امپایر ساخت خودش ، مردم آزاری ، خون ، غذا خوردن ، کرم ریختن ، زیاده روی در مردم آزاری ، خودش ، اتاقش ، شی جادوییش ، تحقیر کردن بقیه ، نقاشی کردن ، کله های عروسکش ، مجموعه پوست های زخمش ، گوشواره هاش ، حمایت از ال جی بی تی
تنفرات :یکی بهش احترام نزاره ، شاد بودن ، دوست هاش ، کریستال امپایر ، یکی نزدیکش سه ، درخواست دوستی
کراش :خودش ، آناناس
غذاهای مورد علاقه :رنگین کمان ترکیبی با خون ، تمپورا
دسرهای مورد علاقه :کوکی ، دسر آناناس ، کیک خون و رنگین کمان (بقیشو نگم🗿🧤) ، لیمو عسل ؛-•
فکت :
1_کلا اینی که الان هست با این بیوگرافیش فرق داره
2_ از وقتی که تغییر کرد ، شی جادویی و کیوتی مارکش هم عوض شد
3_ذهن مریض و خلاق داره
4_یه نوع بیماری ساخته که خودش هم دارش
تمام :|~
خو سوالی ندارید ؟•^•🗿🧤
.
..
...
....
.....
......
.....
....
...
..
.

اسم: جسیکا جونز (توروخدا یاد ی فیلم افتادین دست من نیستتتت خیلی قبل تر از اینکه بدونم ساختمش🗿)
گونه: قبلاً الیکورن - الان پگاسوس
سن: 17
ام بی تی ای: istj-a
قد: 168
وزن: 37
محل تولد:کانترلات (بله ایشون فقط از طریق دروازه رفته اکواستریا🗿)
اخلاق: بی اعصاب،سرد،نه تو میتونی بهش اعتماد کنی نه اون به تو،بی حوصله،ساکت
علایق: جنگل،گربش،پیتزا،سکوت،شب،گرگ،کاسترد🗿
تنفرات:ادمای پرحرف و کنجکاو،قدرت دوستی:|~،اشنا شدن با افراد جدید،نعنا،ببر،عینک،لباسای مجلسی و شیک
گذشته:
مادرش خیلی سختگیری میکرد،صبح تا شب تو اتاقش حبس بود و داشت درس میخوند
عادت کرده بود دو روز درمیون بخاطر دو دقیقه کمتر درس خوندن و این چیزا،
دستش با کارد میوه خوری خط خطی شه
همیشه توی کمدش بانداژ زاپاس داشت
مجبور بود همیشه ی شومیز سفید مینیمال با دامن زرشکی بلند و جوراب شلواری سفید بپوشه و ی گیره درخشان قرمز بزنه به پشت موهاش، ولی امان از اینکه همیشه روی جوراب شلواری شلوارک لی میپوشید🗿✊🏻
دیگه کارد به استخونش رسیده بود، ی شب وقتی داشت خرخونی میکرد به فکرش رسید با شمع فرار کنه،و فکرشو عملی کرد.
خونه رو سوزوند و موفق شد فرار کنه، البته انگشت کوچیکه دست چپش سوخت
از اون به بعد هم با یسری جانور فرا طبیعی ماجراجویی میکنه تا بتونه جایی که بهش تعلق داره رو پیدا کنه
-دست چپش چهارتا انگشت داره
-با هردوتا دستش میتونه بنویسه
-توی انیمه جنسیت نداره
-آسکشواله
-اولش فکر کرد توایلایت میتونه کمکش کنه ولی بعداً پشیمون شد

کنیچیوااااااا
سوییت کیک هستم و با بیوگرافی یکی از اوسی هام اومدم✋
عکس زیبایش را در بالای پست دیدید. •-•
فقط امیدوارم چری برای اینکه وبشو با بیوگرافی اوسی پر کردیم عصبانی نشه ، مغزش قاطی نکنه و دسترسی منو دارکی رو نبنده •-•
نام : سان فایر
نام خانوادگی : هارت ( یاحححح یااااح با کریستال فامیله ✋🗿)
نام مستعار : سانی ، سان ._.
قدرت : قدرت خاصی نداره فقط یه جورایی سرعتش زیاده و به مد و زیبایی خیلی اهمیت میده و کارش دوخت لباس مثل رریتی هست._.
سن : ۱۸ سااااال :")
نوع پونی : مث همیییییشششششههههه الیکورن ._.
علایق : رنگ زرد ، فشن ، دوستاش ، کمیک ، حیوان خانگی ._.
اخلاق : یکمی مغرور ، مهربون ._.
رنگ مو : صورتی و نارنجی
رنگ چشم : آبی
رنگ پوست : آبی روشن
خانواده :
نام مادر : سان میوزیک ( اسم چرت و من در آوردی.🗿🗿 )
نام پدر : بلو فایر (🗿)
حیوان خانگی : یه سگ به اسم فان •-•
عکس خانوادش :

لازم به ذکره که ادیت مال خیلیییییی وقت پیشاست ._.
به سبک پونی : شرمنده ، هر کاری کردم ادیت خوبی به سبک پونی ازش درنیوم ولی توی عکس خانوادش هست •-•
اکواستریا گرلز :

پ.ن : میدونم خیلی لباسش زرق و برق داره ، شاید به زودی ویرایشش کنم ._.
تومام ^-^
حالا من برم بیوگرافی ویولت رو توی وب کریستال بنویسم🗿
باییییییی ✋

(به روم نیارید همش بیو میزارم...)
(خیلیم ادیت عزیز دردونه مو دوست دارم)
اسم: دارکی تاچیبانا
گونه:آدامس هیولا (چیز من دراوردی)
سن:18
تولد: 16 نوامبر
قد: 178
وزن: 30
ملیت: ----
ام بی تی ای: ----
اخلاق: بدون هیچ احساسی. پوکر واقعی
علایق: کلکسیون پرسینگش،مشروب،مغز🗿،چیزای سیاه سفید
تنفرات:نوشته های رو بدنش،چیزای رنگی،آب
قدرت:
با آدامس چیکارا میشه کرد؟این همونکارا رو بلده🗿
کش دادن خودش، دراومدن به هر شکلی،انتقال اعضای بدن به جای دیگه (مثلا دستش میاد رو سرش🗿)
گذشته:
ی پسر 13 ساله بوده که دوست داشته با آدامس های کف خیابون عروسک درست کنه. ی روز فرمول شیمیایی پیدا میکنه و میتونه عروسک زنده بسازه،اونا رو مثل بچه هاش بزرگ میکرده.
اما ی روز اشتباه کوچیکی میکنه و رنگ 3 تا از عروسک هاش داغون میشه،برای همین نوشته هایی در لحظه های آخر روشون مینویسه
وقتی میمیره،همه مایع شیمیایی میریزه روی عروسک ها که خیلیم زیاد بودن و اینجوری،مثل انسان واقعی میشن.
دارکی عزیز دردونهم از همون سه تا عروسک بوده و بخاطر اینکه کسی نبوده ازشون مراقبت کنه،با همه احساسات غریب میشن.
-برخلاف بقیه مانستر گام ها،خوردن مشروب داغونش نمی کنه.
-ی برادر بزرگتر به اسم "آکی" و ی خواهر کوچیکتر به اسم "ماکی" داره
-هر چی کشش بدی پاره نمیشه
-پوستش مثل مرده ها سرده
- میتونه سن و ظاهرش رو تغییر بده،حتی به جنس مخالف
-خون داره،و بشدت سمیه
-زبون خاکستری!:>
-برای پیرسینگ زدن نیازی به سوراخ نداره چون مثل ی تیکه خمیره
-قرار بوده از این بچه مثبتای موطلایی با رگه های مشکی و چشمای صورتی پررنگ بشه
-اگه سرشو 360° بچرخونه میتونه به هر شخصیتی دربیاد.
-میتونی با ی حرکت خاص کاری کنی یادش نیاد 30 ساعت پیش چه اتفاقی افتاده
امیدوارم لذت برده باشید و مرا ببخشید که اینقدر بیو میزارم.

🎀سلام سلام🎀
خوبین؟
اوسیم کمی تغییر کرد....
بنگرید:
اسم:نوزومی
فامیلی:ساوماکی
سن:۲۰
تاریخ تولد:۱۰ مهر(تولد خودم)
اخلاق:
مهربون،قوی،خوش خنده،مرموز،صبور،خودمونی،بیش از حد شجاع
علایق:
چیزای کیوت،دوستاش،موهبتش،گربه ها،هودی،مانگا،گیم،رامن
تنفرات:
آدمای بدجنس،قانون،آدمای ترسو
شعار زندگیش:
لبخند بزن،تا حالا با گریه چیزی حل نشده
موهبت:شبح خندان
توضیح موهبت: یه شبح داره..همین
عکس موهبتش:

جایی که کار میگنه:آژانس کارآگاهان
داستان زندگیش:
یجورایی از بچگی تو آژانس بوده
پدر مادرش هر دو مامور آژانس بودن
که وقتی نوزومی ۵ سالش بود به طور عجیبی ناپدید میشن
یه عروسک شکل شبح خندان داشته
که وقتی پدر مادرش ناپديد میشن
عروسکش رو چون عصبانی بوده پاره می کنه
و از اون به بعد شبح خندان میشه موهبتش
چندتا ادیت دیگه ازش:


🎀بای بای🎀

اسم: به متوو(metwoo) معروفه
سن:38 (میدونم خیلی بیبی فیس کشیدمش به روم نیارین🗿🧃)
قد: 179
وزن:53
تولد: 27 مارچ (دقیقا چند روز پیش که ایده ساختش به سرم زد.)
ام بی تی آی: estj-T
اخلاق:سرد،بی احساس،بی اعتماد، مرموز،ترسناک
علایق: پول هاش،سنگ یشم،طلا،سبز، کاکتوس،رز سفید،چیزهای مینیمال، دسر آلوئه ورا،عرق نعنا(ما که نوشابه میخوریم ایشون عرق نعنا میخوره🗿🧃)
تنفرات:گداها،کبوتر،یکی کاریو که میخواد انجام نده،ریمل،هرچیزی که مربوط به عشق باشه،قهوه،جنگل
-اسمش و به کسی نگفته، چون بنظرش مزخرفه
-با رز سبز میتونی مخشو بزنی🗿🧃
-اون طلای که به گردنش چسبیده یجورایی فرا انسانیه
قدرت:اطلاعاتی در دسترس نیست
اطلاعاتی راجب گذشته ش:
اون اولش چشمای سبز، پوست سفید و موهای قرمز داشت اما طی ی ماجرا، اینطوری شد.
اینجوری بود که توی 23 سالگی با نامزدش راجر رفته بودن آمازون
و اونجا ی سنگ پیدا کردن که یجور کریستال بود اما راجر نباید از لای بوته ها آزادش میکرد و اینطوری شد که وقتی راجر اونو داد به متوو نوری کور کننده فضا رو پر کرد،وقتی که نور تموم شد متوو انگار یک انسان دیگه بود. اصلا هم دلش برای راجر که مرد نسوخت و تبدیل شد به متووی الان
.
.
.
.
.
.
چیزی جا انداختم🗿؟
سلام همونطور که میدونید میساکی ام ^^ ⚘
اومدم براتون اوسیه بانگوم رو معرفی کنم :)

❤❤❤❤❤

اسم : آساکو هیروکا
سن : 24
گونه : خون آشام
قد : 171 cm
تولد : 5 آگوست
القاب : همنوع خوار ، مار سفید
موهبت : پوستش نفوذ ناپذیر میشه ( وی هنوز اسمی برای موهبتش انتخاب نکرده ) فعال کردن این موهبتش و کار کردن با اون تمرکز بالایی میخواد ، بعد از فعال شدن موهبتش هیچی نمیتونه وارد پوستش بشه یا اونو زخمی کنه اما استفاده ی طولانی مدت از موهبتش از اون انرژی میگیره و ضعیفش میکنه .
ملیت : ژاپنی_چینی
عضویت : خاندان سپید خون ها ، مافیای بندر ( قبلا )
خیلی از توانایی هایی رو که یک خون آشام داره اونم داره *
علایق : غذا خوردن ، غذا خوردن ، بازم غذا خوردن ، آدم کشتن ، مبارزه ، اذیت کردن بقیه ، شب ، خلوت کردن و گاهی تنها بودن
تنفرات : از خیلی چیزا متنفره ....
از دوست داشتن و عشق ورزیدن خوشش نمیاد ، گشنه بودن ، خاندان سپید خون ها ، گرگ ها ، یاد آوری خاطرات گذشتش
اخلاق : پر رو ، یکمی زود عصبی میشه ، شکمو ، با نزدیکانش مهربون ، کرم ریز ، کمی خود پسند و دارای اعتماد به سقف ، کینه ای
کراش :ِ ( فعلا کراش نداره ) ( یه زمانی رو جکسون کراش داشته )
یه چند تا فکت :
از خاندان سپید خون ها کاملا متنفره ( بابا یه خانواده ایه از خودم در آوردم )
_ علاوه بر خوردن خون قربانی ، جسد قربانی رو هم میخوره
_ هم انسان میخوره هم خون آشام .
_ بعد از مرگ مادرش دیگه نمی تونست گریه کنه و این از همه بیشتر زجرش میده
_ عادت کرده واسه هر دردش بخنده
_ از پدرش متنفره
_قبلا انسان بوده
عادت داره درد هاش رو تو خودش بریزه و عصبانیتش رو روی دیگران خالی کنه
_ افسردگی داره
_ اختلال دو قطبی داره
_به ویالون زدن علاقه داره
_ نزدیکانش آسا صداش میزنن
_میخوای بهش نزدیک بشی ؟ براش خوراکی بخر
_باسکشواله
_ از فامیل پدریش استفاده نمیکنه
_منظورم از پرو و خود پسند این بود که مثلا وقتی ازش تعریف بکنی ، مثلا بگی وای تو واقعا خیلی خوب ویالون میزنی در جواب بهت میگه " معلومه همینطوره مگه از اول نمیدونستی ؟ "
_ کاملا غریبه با خجالتی بودن
_ تو آشپزی کردن حسابی حرفه ایه
خانواده :
یه خواهر ناتنی کوچک تر از خودش ( مرده )
مادرش ( مرده )
پدرش ( زنده )
گروه خونی : + A
چند تا ادیت دیگه ازش :

❤❤❤❤

❤❤❤❤

خب اینم از این ^^
امیدوارم از این پست براتون جالب شده باشه :) ⚘
فقط باید بگم اگه یه اوسی ای رو تو اینستا دیدین که خیلی شبیهه آسا بود بدونین اون خانم از من کپی کرده ( البته منم میدونم که کی اینکارو کرده ) من این اوسیم رو خیلی دوست دارم ، فقط باید بگم اگه پیجت رو پاک کنی و دیگه این کارو ادامه ندی میبخشمت
بگذریم خب ممنون میشم که نظرتون رو در مورد آسا بگین ^^ ⚘
فعلا ⚘

اسم:ادی لارنس
گونه:انسان
تولد: 8 می
سن: 16
قد:162
وزن:48
ملیت:فرانسوی
ام بی تی آی: Isfj-a
علایق:توت فرنگی، بابل تی،پیراهن چهارخونه صورتی،خونه اش،دونات با موکا،وقت گذروندن با یکی که درکش میکنه،شهربازی،جنگل، دریا
تنفرات:انبه،آدمای منحرف،بیابون،سردرد، گم شدن،لباس مجلسی،هر جک و جونوری:")
قدرت:مشترک مورد نظر یک انسان عادی میباشد
اخلاق:خجالتی، خجالتی، بازم خجالتی، همچنان خجالتی، اگه عصبانی شه با هرچیزی دم دستشه میوفته دنبالت ولی آخر سر نفسش میگیره:")))،زودباوره،با دوستاش فقط راحته
-دست راسته
-تنها دوستاش میا و لیا و نانسی و اون دوتا خواهر گل منگلیشن
-خواهر ادوارده:)))
-به مارشمالو حساسیت داره

نام:لینی اوساکو
اسم اصلی:یونا اوماداسکا
سن:21
متولد 24 تیر
شخصیت تایپی:ESTP
گونه:عقاب انسانی(پ.ن:چرا منقار نداره؟ :/)
قدرت:اون میتونه هر جایی که تاریک باشه خودشو به عقاب تبدیل کنه و هر جا که دشمنش هست بتونه کنترلش کنه
علایق:پیراشکی،پیتزا،لازانیا،فوتبال،فلفل تند،جوجه عقاب،شکلات،قهوه
تنفرات:چای،گرگ،خاکبرسری،منحرفی،خون،خون آشام،سگ وحشی و خیار
کراش:چویا اند کای تلوسال(دوست پسر لینی)
علامت:

حیوان خانگی:

اسم:وندیا
تا پستی دگر خودافیز

سلام
نویسنده محو ظهور کرد XD
همینطور که از موضوع معلومه اوسیم را عضو
نمودم
بیوگرافیش در ادامه مطلب
چیه نگاه می کنی برو ادامه مطلب دیگه😐🍓
سلام بدون شرح بفرمایید

نام: همورا
فامیل: کوزوکاوا
سن: ۲۶
شغل: عضو آژانس کارآگاهی مسلح،صاحب یک یتیم خانه،سهامدار
طبقه اجتماعی: ثروتمند
خانواده: مادر و پدرش توسط مافیا کشته شدند، یک خواهر بزرگتر، خواهران کوچکتر : هارانا و میکو، برادرکوچکتر : یوکی
نامزد: ادوگاوا رانپو
قد: ۱۶۵ سانت
دوستان: تا دلت بخواد دوست داره
بهترین دوستان: نورا،سانیترا،یوسانو،کیوکا،گین،نائومی،اومارو ( حالا بهتون میگم کیه) الیزابت ، ساکورا، هیرونا، ران
کسایی که باهاشون زندگی می کنه: هارانا، میکو و سه خدمتکار که اومارو هم عضوشونه
موهبت: تسخیر ذهن
توضیح موهبت: کافیه فقط چشم طرف رو ببینه تا هم بتونه بفهمه که به چی فکر می کنه و تمام خاطراتشو ببینه
********************************
زندگی گذشته ش :
تا هشت سالگیش هیچ کس از موهبتش خبر نداشت

وقتی حدودا یازده سالش بود چند نفر از مافیا پدر و مادرش رو کشت و اون هم در جا تمام اونا رو کشت ( ده نفر بودند)
بعد از این که پدر و مادرش مردند خواهر بزرگترش ازدواج کرد و اونا رو ترک کرد
و همونطور که میبینین موهاش زرده ولی وقتی خون مادرش روی موهاش ریخت هر چقدر موهاش رو شست رنگ خون نرفت برای همین موهاش رو زد ولی این دفعه کلا موهاش قرمز در اومد
همون موقع ها بود که اژدهای سیاه یه موجود افسانه ای رو پیدا کرد و اونو رام کرد.
تا پونزده سالگیش به خواهر ها و برادرش نگفت مادر پدرش مردن و بهشون می گفت به ماموریت کاری رفتند
وقتی یازده سالش بود قدرتش به بیشترین حدش رسیده بود صدای ذهن همرو میشنید همون موقع با رئیس فوکوزاوا آشنا شد و اون بهش کمک کرد قدرتش کمتر بشه
تو همین سن بود که برای اولین بار رانپو-سان رو دید. رانپو سان گم شده بود۰_۰
بعد از اون یه گردنبند گمشده پیدا کرد و اونو به صاحبش برگردوند و صاحب اون گردنبند که یه پیرزن تنها بود تمام ثروتش رو به اسم همورا زد . اون با استفاده از این پول قلمرو گربه ها رو بوجود آور د. که بچه های یتیم رو در اونجا تربیت می کرد و مثل یه قلعه نظامی بود. از سیزده سالگی به ملکه گربه های ولگرد مشهور شد و تحت تعقیب پلیس بود
توی پانزده سالگیش چویا رو توی پارک پیدا کرد و از اون مراقبت کرد و بهش هنر های رزمی رو یاد داد . همون موقع توی مافیا با لقب اژدهای سیاه مدیر اطلاعاتی بود و بخاطر قدرتش همه چیزو میدونست
توی هفده سالگیش به بیماری بی همتایی به اسم خستگی مخرب مبتلا شد و از اونجا به بعد از مافیا رفت و توی آژانس مشغول کار شد و وقتی بیست سالش بود بدون اینکه به کسی بگه برای درمان بیماریش به پاریس رفت و همونجا با سانیترا آشنا شد و تبدیل به یه خواننده شد ( الان خواننده نیست)
******************************************
چندی فکت: اون هر کسی رو بستگی به مودش صدا می زنه
وقتی مهربونه :
کونیکیدا..............استاد
دازای..............اونی اوسامو
چویا..........اونی چویا
موری اوگای...........رینتارو یا کینتارو ( همونی که الیس چان صداش می کنه )
وقتی عصبیه:
دازای...............مردیکه دیوونه ( آخه چرا۰_۰)
چویا............ احمق ( به کدامین گناه)
همورا و رانپو تو یه کلاس درس می خوندن و سر این که کی باهوش تره در رقابت شدید بودند
زنگ گوشی همورا یکی از آهنگ های سانیتراست ( در این حد دوسش دارهXDDD)
بای
هاای 🍓
مجددا اومدمم 🗿
با بیوگرافی اوسیمم 😔🤍

بپر اداااامه

*وی با عینک دودی وارد می شود
کنچیوا
بنده ریحانه هستم می تونید منو
لیسا یا امیلی صدا کنید😐🤝
بنده ارمی ، بلینک و استاری هستم
11 سالمه و با انیمه مای هیرو اوتاکو شدم=|
از چری جون ممنونم منو نویسم کرد:)
معرفی اوسیم در و یکی از نمونه ادیت هام ادامه مطلب؛)
سایورانا

اسم: میزوهیتو اکیاما
گونه: نکو
تولد :6 سپتامبر
تایپ: estp
عضو: مافیا
سن:19
ملیت:ژاپنی
موهبت: bye bye (گونه نازناخته ای که میتونه اتم ها رو از هم بپاشونه و به صورت ی توپ لیزری سفید با رایحه آبی رنگ موهاشه:>)
توضیحات بیستر:
نابوذی همه سیز، مزاویست با مبیهت او
نقطه ضعف:
با توجه به وزن چیزایی که نابود کرده، چند روزی کل بدنش درد شکنجه آوری میگیره
نکته:
اون پوستش مایل به کرمی و موهاش آبی نفتی بوده، دلیل اینکه پوستش رنگ پریدس و موهاش انقد روشن موهبتشه
خواهر/برادر: ی خواهر 3 ساله بانمک داشت که تو انفجار متلاشی شد
کراش کبیرش🗿: اکوتاگاوا
علایق:هرچیزی که به اکو مربوطه🗿،چیزای تند و ترش،توکیو،فست فود،انواع نودل،کاری،خون،گوربه، شیز ورک🗿
تنفرات:بچه ها، دازای،چیزای شیرین، سگ،لباس بانی گرل:/،هرکی که رو اکو کراشه
~برخلاف تصور با نورا و گین خوب میسازه (خواهرای شوهرXDD)
~زیردست دازای بوده ولی ازش نفرت داره...چون اونو تایید کرد ولی اکو رو نچ
~تعداد کابوساش بیشتر از خوابای خوبشه، به قدری که اصلا خوابای خوبشو یادش نمیاد
~دست چپه
~دست راستش توی آتیش سوزی سوخته و الان دستش مصنوعیه...برای همین خژالت میکشه نشونش بده
خب دیگه من برم مدرسه
خدافس
🌺سلام 🌺
اول از همه، فکر می کردم که استقبال بیشتری از چالش بشه 😶😭😭😭😭

اسم: همورا(هیتومی) کوزوکاوا
سن: ۱۶ تا ۱۸
رفتار: جدی ، خونسرد، خجالتی ، یه دنده، لجباز
قد: ۱۸۰
شیپ: هیروشی آیزاوا
شغل: دانش آموز، محافظ شهر ، یکی از اعضای گروه ایدل تایگرس
برادر: یوکی، خواهر: میکو
بهترین دوستان: هایکو، میساکی
علایق: ادیت، آرت،دیدن موفقیت دیگران 😶
تنفرات: آدمای قلدر،هیتر ها،آلیس (دختر مدیر یادم رفت اسمشو پست قبلی بگم😶)

اینم یکی از لباس هاش توی گروه تایگرس
و از این پایین چندی فکت و نکته هست👇
اون همیشه روی چشمشو می پوشونه چون وقتی بچه بود یه خون آشام زخمیش کرد و اون چشمش دیگه نمی بینه و جای زخم روی صورتش مونده
همورا مثل قهرمان های شوجو از بقیه دخترای مدرسه دفاع میکنه ولی دخترای دبیرستان همه شون رزمی کارن 😶🙄
گروه تایگرس یه گروه مخفیانه است که کسی هویت اعضا رو نمی دونه و فقط می دونن که اونا همون محافظ های شهرن
اعضای گروه تایگرس هایکو با اسم نُوا ، میساکی با اسم می، همورا با اسم جولای هستند
همورا و میساکی دخترای تقریبا بی جنبه ای اند که اگر پسری پاشو از گلیمش دراز تر کنه تا می خوره می زننش و هر دو از آدمای قلدر و مغرور متنفرند
ولی هایکو کاملا فرق می کنه اون همیشه لبخند میزنه و با اینکه نقش رسمی در مدرسه نداره با حرف هایی که میزنه همه ازش فرمان برداری می کنند
فکر نکنم چیزی رو جا انداخته باشم ..........چرا انداختم
حالا اگر سوالی بود بپرسید
بای بای 🌹🌹

همه چی تو عکس هست دیگه دوباره بیام بنویسم؟
نام : اورینو (orino)
نام خانوادگی : ساکاماکی
روز تولد : 5 دسامبر
سن : 16
نژاد : خون آشام
ملیت : ژاپنی
قد : 166 سانتی متر
وزن : 48 کیلو گرم (کمبود وزن داره 🤝🏿)
گروه خونی : A+ ( گروه خونیش با منو هایکو یکیه XD)
شغل : دانش آموز سال اول دبیرستان
برادر/خواهر تنی : سوبارو
سرگرمی : آواز خوندن، آشپزی، نقاشی کشیدن، حرف زدن با عروس های قربانی
علایق : کوکی، بارون، حشرات، مارمولک، سر به سر موکامی ها گذاشتن •-•، اذیت کردن آیاتو
تایپ :ENFP
کراش/شیپ :....
چند تا چیز میز دیگه :
* آشپزیش بدک نیست
*بعد از سوبارو، لایتو رو از بقیه برادر هاش بیشتر دوست داره ✨•-•
*سادیسم داره ولی نه خیلی( از بقیه ساکاماکی ها کمتره •-•)
*یه آویز صورتی و آبی داره که همه جا با خودش میبرتش
*از رنگ مو ش نفرت داره و همیشه می خواسته رنگ مو هاش مثل سوبارو باشه
*اصلا براش مهم نیست که رنگ موهای سوبارو خیلی شبیه موهای پدرشه و اصلا اونو شبیه کارل نمیبینه(از لحاظ ظاهری دیگه...)
*با اختلاف سنی یک ماه از سوبارو،کوچیک ترین عضو خانواده ست
* یویی رو از هر لحاظ تحسین می کنه و به نظرش دختر خیلی قوی ایه

لباس معمولیش ☝🏿•-•
چیزی جا موند؟
سوالی نیست؟•-•
و اینکه...بدانید و آگاه باشید اوسی هفتممه 🙌🏿
(ملت :... ._.)
شتافتن برای اپدیت اندی،هایکو و اشلی*
سلام
همین الان گفتم فعالیت کم میشه ولی اومدم پست بزارم
از عنوانم معلومه

نام: آریل
نام خانوادگی: اگرست
نام مستعار: لاکی
خانواده: آندری(برادر) آدرین ( برادر) سویتی( خواهر)
پدر و مادر: امیلی(مادر) گابریل اگرست( پدر)
اون فرزند خوانده است
ملیت: فرانسوی
محل سکونت قبلی : یتیم خانه ای در ژاپن
بهترین دوستان: کلویی، آلیا، رزی ،جولیکا، نورا، بلوم و کلا همه دخترای مدرسه
دشمن: مرینت ، لیدی باگ
البته من باهاش مشکلی ندارم ولی دچار سوء تفاهم شده
درمورد آدرین ( خودتون بفهمین دیگه)
یکم جزئیات بیشتر که رو کاغذ کشیدم

اخلاق: جدی، مهربون، مثبت اندیش
کراش: اون رو گربه سیاه کراش زده ولی میدونه که اون آدرینه
رفتارش با آدرین و خواهر و برادرش خیلی خشکه و اگه اونا کار اشتباهی کنن حسابی اونا رو تنبیه میکنه
اون یه بادبزن طلایی رنگ داره که بیشتر وقت ها بهش کمک میکنه احساسش رو مخفی کنه
اون عاشق لیدی باگه و همیشه سعی میکنه بهش کمک کنه
و یه بار از گردنبند جادویی که توی عکس هست استفاده کرد
تا خودشو به شکل اون در بیاره و بهش کمک کنه به حالت عادی برگرده

اون از هویت همه قهرمان ها و شرور ها خبر داره و بدون معجزه گر هم میتونه با اونا مبارزه کنه و شکستشون بده
گردنبند جادویی که اون داره میتونه موقعیت هر کسی رو پیدا کنه و اونو به همون شکل در میاره

نام: توربو
حیوان: منگوله گوش
غذا : شکلات تخته ای
جنسیت: پسر
اخلاق: شجاع ، جدی، مقررراتی ، مودب، باهوش ، خوش ذوق و سلیقه
جمله تبدیل : توربو، گوش های سیاه
جمله برگشت: سیاهی محو
نام قهرمانی : منگوله گوش
قدرت: خنثی کردن
اون با استفاده از قدرتش با سلاحش به هر جای شرور که ضربه بزنه به حالت عادی بر میگرده
توانایی ها: شنوایی بالا ، دید در شب ، ضد نفوذ، ضد طلسم( هیچ وقت آکوماتیزم نمیشه)، موندن در حالت قهرمانی به مدت سه روز ، پریدن در حد پرواز ، خنثی کردن شرور ها و آکوما
سلاح: دو تا داس که روی دستاشه و به هر چیزی که می خواد تبدیل میشه
سلاح هایی که بیشتر ازش استفاده میکنه : نیزه، یویو
دوستان ابر قهرمان : چیتا، گربه صورتی، خرگوش برفی (snowra)، سنجاب آتشین ، گربه سیاه ، رینا روژ ، کویین بی، پرپل تایگر و همه ابر قهرمان ها
دشمن : لیدی باگ ( سوء تفاهم پیش اومده در مورد شروربودن )
مهجزه گر: تل مو
اون چون میدونه ارباب شرارت پدرشه سعی میکنه اونو از خطر حفظ کنه
واااااااااااای
جونم در اومد
پایان
خداحافظ تا پستی دیگر
سلام 👋⚘
خب امیدوارم حالتون خوب باشه ⚘
بالاخره تونستم بعد ده ها قرن اماده کنیم این بیوگرافی رو فلوری هارت جان •-• 😅😂
خب بریم عکس ها رو بزارم براتون ...

خب اینم از اینم تو یونیفرم یو ای و استایل روزانش :)

خب اینم از لباس قهرمانیش ^^ ⚘
راستی یادم رفت بگم مهارت های مبارزش هم حرف نداره •-• :)
خداییش جونم در اومد تا تونستم لباس مورد نظرم رو بسازم •-•
یعنی تا الان ۳ یا ۴ تا لباس کشیدم اما ازشون راضی نبودم ولی این یکی رو دوست دارم *-*
خب امیدوارم خوب شده باشن و خوشتون اومده باشه *-* ⚘
ممنون میشم کامنت بدین نظرتون رو درباره ی ادیتام بگین *-*❤💥💢⚘
خب فعلا خداحافظ 👋⚘
هلو جمعیت
من استارلایت هستمـ_9zab.png)
🌸نویسنده جدید🌸
از چری ممنونم که نویسندم کرد^^
اگه هم میخوای بیشتر با اوسیم آشنا شی برو ادامه♡